لسان الملك سپهر

2218

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

من كلمات قصاره صلّى اللّه عليه و آله ( نقل من مروج الذّهب بعضها ) البلاء موكّل بالنّطق : سخن كردن نابهنجار مورث دواهى « 1 » است . الحرب خدعة : در جهاد با دشمن حيلت كردن روا باشد . العائد في هبته كالكلب يعود في قيئه . كسى كه جودى فرمايد و در طلب اخذ آن برآيد ، سگى را ماند كه به قى كرده خود بازگردد . أحشوا التّراب في وجوه المدّاحين : خاك بر روى كسانى بزنيد كه شما را بدانچه داراى آن نيستيد ثنا گويند . مطل الغنيّ ظلم : مردم دولتمند كه وعده عطا را به مماطله اندازند ظالم باشند . الارواح جنود مجندة : فما تعارف منها ائتلف و ما تناكر منها اختلف : ارواح روز نخست مجتمعا مخلوق شد ، چه سعيد و چه شقى ، آنان كه از در مجانست شناساى يكديگر بودند هم در اين جهان مؤالفت افكندند ، و منكرين يكديگر مخالفت انداختند . رأس الحكمة معرفة اللّه : بهترين دانشها معرفت خداست . لا تجنى على المرء الّا يده : جنايت بر مرد نمىبندد مگر دست او و كردار او . ليس الخبر كالمعاينة : هرگز اصغاى خبر چون مشاهده استوار نباشد . الشّديد من غلب نفسه : نيرومند آن كس است كه بر نفس خويش غلبه جويد . بورك لامّتى فى بكورها : مبارك است امّت مرا كه بامدادان در طلب حوائج برخيزند . ساقى القوم آخرهم شرابا : حقّ سقايت آن كس بگذارد كه قوم را بر خود مقدم

--> ( 1 ) . دواهى جمع داهيه : مصيبت .